تبلیغات
وبلاگ تخصصی كریمه اهل بیت
... تاریخ چشم به راه فاطمه ای دیگر است .....انتظار به سر می آید و شمیم دلنوازی، خانه خورشید را فرا میگیرد ......خنكای حضور دوباره فاطمه س) در فضای مدینه جاری می شود و كوثر فاطمی، جوشیدن میگیرد ......... به كوچه باغهای حرم تو پناه می آورم و در سایه سار ملكوتی آن نفسی تازه می نمایم ....... كنار نهر استجابت می نشینم و قطره ای می شوم در آبی زلال اشك های زائرانت ........ ضریح نورانی ات را در آغوش میگیرم و از بین شبكه های آن، مزار مطهر تو را تماشا می كنم ........باورم نمی شود .........آیا به این سادگی به زیارت تو آمده ام تو كه زیارتت، همسان زیارت یاس گمشده مدینه است ...
 مقام علمی حضرت معصومه (س)

 حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشیع است و مقام علمی بلندی دارد. نقل شده که روزی جمعی از شیعیان، به قصد دیدار حضرت موسی بن جعفر (ع) و پرسیدن پرسش هایی از ایشان، به مدینه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش های خود را به حضرت معصومه (س) که در آن هنگام کودکی خردسال بیش نبود، تحویل دادند. فردای آن روز برای بار دیگر به منزل امام رفتند، ولی هنوز ایشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش های خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدی به خدمت امام برسند، غافل از این که حضرت معصومه (س) جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتی پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسیار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاری فراوان، شهر مدینه را ترک گفتند. از قضای روزگار در بین راه با امام موسی بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجرای خویش را باز گفتند. وقتی امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدایش.



جهت رفع اشكالات احتمالی یا ارسالمطلبكلیك كنید.
نوع مطلب :  فضائل :: ویرایش شده در سه شنبه 6 شهریور 1386
جهت ارائه نظر به قسمت سمت چپ وبلاگ (نظرات شما)مراجعه کنید.

 زندگی نامه حضرت معصومه

نام شریف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترین لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شیعیان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نیز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از یك مادر هستند.ولادت آن حضرت در روز اول ذیقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدینه منوره واقع شده است. دیرى نپایید كه در همان سنین كودكى مواجه با مصیبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مأمون عباسى سفر تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این كه كسى از بستگان و اهل بیت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند یك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. این جا بود كه آن حضرت نیز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زینب(س) پیام مظلومیت و غربت برادر گرامیشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند ...


ادامه مطلب
جهت رفع اشكالات احتمالی یا ارسالمطلبكلیك كنید.
نوع مطلب :  زندگی نامه :: ویرایش شده در دوشنبه 5 شهریور 1386
جهت ارائه نظر به قسمت سمت چپ وبلاگ (نظرات شما)مراجعه کنید.

 اداب زیارت

رعایت ادب و آداب در هر امری، سبب دست یافتن بهتر به اهداف آن کار است. هر چیزی هم برای خود آدابی دارد؛ مثل آداب تجارت، آداب معاشرت، آداب کسب علم، آداب جنگ و مبارزه، آداب نماز و قرائت و ... که شناخت و مراعات آنها، آن امر را موفقیت آمیز‌تر می‌سازد و عامل را به هدف نزدیک‌تر می‌سازد.

از جمله برای زیارت هم آدابی ذکر شده است. مراعات آنها هم ثواب بیشتر دارد، هم زائر را در دستاورد‌های معنوی زیارت کامیاب‌تر می‌سازد و هم تربیت کننده است و مایه ارتباط روحی بهتر .

این آداب، برخی ظاهری است و برخی باطنی. در کتب حدیث هم عنوان آداب ظاهری و آداب باطنی برای برخی از اعمال و سنن مطرح شده است. بی‌شک همان آداب ظاهری هم به حصول توجّه قلبی و آداب باطنی کمک می‌کند.

کیفیت زیارت کردن و جزئیات زیارت خواندن و کمّ و کیف این تشرّف و دیدار معنوی را نیز باید از اولیای دین آموخت. امام صادق(ع) به محمد بن مسلم ـ که از اصحاب بزرگ اوست چنین دستورالعمل می‌دهد:


ادامه مطلب
جهت رفع اشكالات احتمالی یا ارسالمطلبكلیك كنید.
نوع مطلب :  زیارت :: ویرایش شده در یکشنبه 4 شهریور 1386
جهت ارائه نظر به قسمت سمت چپ وبلاگ (نظرات شما)مراجعه کنید.

 فلسفه زیارت

طفیل هستى عشقند آدمى و پرى ارادتى بنما تا سعادتى ببرى زیارت، به سوى دیار یار رفتن و حدیث آشنایى به حضور دوست‏بردن است.

زیارت، جذبه است و جذبه از مقوله عشق. آنجا كه انسان از پاى مى‏افتد و مى‏رود كه در گرداب سكون و یاس و فسردگى نابودشود، براق زیارت او را به فضاى عطرآگین امید و ایمان رهنمون مى‏شود. زیارت نشستن بر براق اشتیاق است و مظهرى از اعجاز عشق; و بالاخره زیارت مكتب است; مكتبى داراى متعالى‏ترین اندیشه‏ها و اصول عملى كه اگر با آداب و شرایط آن انجام‏شود مى‏تواند یكى از زیباترین حركت‏هاى معنوى را ترسیم كند. این نوشتار كوششى در جهت پرداختن به بخشى از فلسفه و اصول این پرواز روح است.


ادامه مطلب
جهت رفع اشكالات احتمالی یا ارسالمطلبكلیك كنید.
نوع مطلب :  زیارت :: ویرایش شده در شنبه 3 شهریور 1386
جهت ارائه نظر به قسمت سمت چپ وبلاگ (نظرات شما)مراجعه کنید.

  فضیلت زیارت

روى القاضى نور اللّه عن الصادق علیه السلام قال:
ان للّه حرماً و هو مكه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدینة ألا وان لامیرالمؤمنین علیه السلام حرماً و هو الكوفه الا و انَّ قم الكوفة الصغیرة ألا ان للجنة ثمانیه ابواب ثلاثه منها الى قم تقبض فیها امراة من ولدى اسمها فاطمه بنت موسى علیهاالسلام و تدخل بشفاعتها شیعتى الجنة با جمعهم .  خداوند حرمى دارد كه مكه است پیامبر حرمى دارد و آن مدینه است و حضرت على (ع) حرمى دارد و آن كوفه است و قم كوفه كوچك است كه از 8 درب بهشت سه درب آن به قم باز مى شود - زنى از فرزندان من در قم از دنیا مى رود كه اسمش فاطمه دختر موسى (ع) است و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت مى شوند .
عن سعد عن الرضا(ع) قال:
یا سعد من زارها فله الجنة
ثواب الأعمال و عیون اخبار الرضا(ع): عن سعد بن سعد قال: سالت اباالحسن الرضا(ع) عن فاطمه بنت موسى بن جعفر (ع) فقال:
من زارها فله الجنة
امام رضا (ع) فرمود- كسى كه حضرت فاطمه معصومه را زیارت كند پاداش او بهشت است .
كامل الزیارة:عن ابن الرضا علیهماالسلام قال:
من زار قبر عمتى بقم فله الجنة
امام جواد - كسى كه عمه ام را در قم زیارت كند پاداش او بهشت است .
امام صادق (ع):
من زارها عارفاً بحقّها فله الجنة
(بحار ج ٤٨ صفحه ٣٠٧) (این تعبیر بخشى از روایت مذكور در همین ورق شماره ٧ است )
امام صادق (ع) كسى كه آل حضرت را زیارت كند در حالى كه آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد به بهشت مى رود.
امام صادق (ع):
«الّا انَّ حرمى و حرم ولدى بعدى قم» بحار ج ٦٠ صفحه ٢١٦
امام صادق (ع) - آگاه باشید كه حرم و حرم فرزندان بعد از من قم است
جایگاه حضرت معصومه(س)
لقب «معصومه» را امام رضا(ع) به خواهر خود عطا فرمود:
آن حضرت در روایتى فرمود: ....


ادامه مطلب
جهت رفع اشكالات احتمالی یا ارسالمطلبكلیك كنید.
نوع مطلب :  زیارت :: ویرایش شده در شنبه 3 شهریور 1386
جهت ارائه نظر به قسمت سمت چپ وبلاگ (نظرات شما)مراجعه کنید.

 اذن دخول

بى‏بى جان! ... سلام.

مى‏خواستم به زیارت حرمت آیم.

مى‏خواستم بوسه به ضریح مقدست‏بزنم.

نمى‏دانستم رخصت آن را داشتم یا نه؟

وقتى‏مى‏دیدم بعضیها سر را پایین انداخته، همینطورى وارد صحن و حریم حرمت مى‏شوند، از این در وارد شده، از در دیگر بیرون روند، بى آنكه لحظه‏اى درنگ كنند و سلامى و ثنایى، ناراحت مى‏شدم.

آخر، اینجا خانه توست.

هر چند درهاى حرم گشوده است،

ولى آیا مى‏توان بى‏اجازه وارد خانه تو شد و بى سلام و درود، از در دیگر خارج گشت؟

آستانى كه روحهاى بلندى بوسه بر آن مى‏زده‏اند،حرمى كه «آشیانه آل محمد» است،حریمى كه فرشتگان، پاسبان آنند، مرقدى كه پیكر تو رادربرگرفته‏است،حرمى كه نگین شهر ماست،بى‏بى! ... خواستم بى «اذن دخول‏» وارد شوم،اما نمى‏دانستم راهم مى‏دهند؟

وضو كه گرفته بودم. به نیت «زیارت‏» هم آمده بودم. معتقد بودم كه شما اهل بیت آفتاب، پس از مرگ هم زنده‏اید و توجه به زائرانتان دارید.

وقتى روح هر كس پس از مفارقت از بدن، متوجه مردم و بستگان و خانه و آشنایان و ... است، شما كه جاى خود دارید.

شما وصل به دریایید،اصلا خودتان یك دریا كرامت و بصیرت و شهودید. مگر مى‏شود نسبت‏به زائران و عابران و عارفان و جاهلان، یكسان نظر كنید؟

مگر مى‏شود ندانید چه كسانى به زیارتتان آمدند و چه نیت داشتند و چه فهمیدند و چه گرفتند و چگونه رفتند؟

وقتى گاهى مى‏بینم بعضى از ساكنان این شهر نور، همین كه از خانه بیرون آمده، به كوچه یا خیابان یا جایى مى‏رسیدند كه از دور، حرم مطهرت چشم را مى‏نواخت و دل را روشن مى‏كرد، مى‏ایستادند دست ادب به سینه مى‏گذاشتند، سلام مى‏دادند، تعظیمى كرده، به راه خود ادامه مى‏دادند، لذت مى‏بردم و بر این همه معرفت و ادب، آفرین مى‏گفتم.

مى‏شد از دور هم سلام بدهم.

«بعد منزل نبود در سفر روحانى‏» ... ولى ادب، اقتضا مى‏كرد كه براى آستان‏بوس به حرم مشرف شوم.

چه صادقانه و ساده، این زائران خسته و از راه دور آمده، از هواى معنوى حریم حرمت استنشاق مى‏كنند. در صحن مطهر كه نفس مى‏كشند، روحشان شاداب مى‏شود. گاهى هم چند قطره اشك، بدرقه سلامشان است. بخصوص وقتى مى‏خواهند از این شهر بروند و سفر زیارتى‏شان به پایان رسیده باشد و براى «زیارت وداع‏» آمده باشند.

بى‏بى جان! ... از این حرفها بگذرم.

آمده‏ام تا از نزدیك، عرض ادب كنم. از صحن گذشته‏ام. كفشهایم را به كفشدارى سپرده‏ام. از لابه‏لاى جمعیت عبور كرده‏ام، اینك در رواقى هستم كه براحتى ضریحت را مى‏بینم. به‏به، چه جلوه و صفایى دارد. اللهم صل على محمد و آل محمد.

باور دارم خیلى از دلهاى تیره، جانهاى غبار گرفته، چشمان غریبه با اشك، روحیه‏هاى گریزان و فرارى، وقتى توفیق پیدا مى‏كنند كه به این «حرم‏» آیند، روشن مى‏شوند. غبارها از آینه جانشان برطرف مى‏شود، چشمهایشان با اشك، آشتى مى‏كند. چه قدر شفاف مى‏شود هواى یك چشم، پس از یك بارش اشك، و چه قدر سبك و شاداب مى‏شود روح یك زائر، پس از یك زیارت و آستان‏بوسى و توسل. این خاصیت‏حرم است كه پاك‏كننده دل و صیقل‏دهنده روح است.

باز هم كه دور شدم! بى‏بى جان! وقتى به حرم تو مى‏آیم، «مشهد» هم در جلوى چشمم آشكار مى‏شود. شما دو خواهر و برادر، چه كرده‏اید با این دلهاى بى‏قرار، كه اینگونه پروانه‏وار، برگرد مدفن نورانى شما پر مى‏زنند و پروانه‏وار، طواف مى‏كنند؟!

در حرم تو، به یاد «كاظمین‏» هم مى‏افتم.

چه غریبانه، روز و شب مى‏گذرانند آن عتبات عالیه در سرزمین عراق!

من عراق نرفته‏ام و كاظمین را زیارت نكرده‏ام. ولى در حرم تو، احساس مى‏كنم كه در خراسان یا كاظمینم.

بوى آن دو حجت الهى را از مزار تو استشمام مى‏كنم. «بوى گل را از كه جوییم؟ از گلاب‏»بى‏بى جان! اجازه هست وارد شوم؟

اجازه هست‏بوسه بر ضریح منورت بزنم؟

اجازه هست‏خود را قاطى این زائران مشتاق كنم و مثل آنان، ساده و بى‏ریا و بى‏ادعا، خود را به ضریح برسانم، دو دستى به آن بچسبم، از لابلاى شبكه‏هاى فولادى و نقره‏اى رنگ ضریح، مخمل سبزى را كه روى قبر تو انداخته‏اند، تماشا كنم. اشك بریزم، شانه‏هایم بلرزد، دلم متلاطم شود و لبهایم با این ضریح مشبك، متبرك شود؟

مى‏دانم كه اجازه خواهى داد.

مى‏دانم كه خدا و رسول و فرشتگان، اذن خواهند داد. اگر رخصت نبود، توفیق همینجا آمدن را هم نداشتم.

من به «طلبیدن‏» عقیده دارم. حتى برادر غریب تو، حضرت رضا(ع) هم همینطور است. فقط به خواستن ما نیست، «طلبیدن‏» او هم شرط است. گاهى با هزار مقدمه‏چینى و برنامه‏ریزى، جور نمى‏شود. گاهى هم خیلى آسان، وسیله و شرایط، جور و مساعد مى‏شود.

بى‏بى جان! تو هم طلبیده‏اى. شما خانواده، اهل كرامت و بزرگوارى هستید.

كریمان با بدان هم بد نكردند كسى را از در خود رد نكردند اگر ناقابلیم و شرمساریم بجز عشق شما چیزى نداریم

اینجا آشیانه آل محمد(ص) و حرم اهل بیت است. درى از درهاى بهشت است. شما صاحبخانه‏اید و ما میهمان. خودتان فهمیده‏اید كه به دیدار شما آییم و با حرمهایتان انس و الفت داشته باشیم. خودتان گفته‏اید كه گامهایى كه در مسیر زیارت شما خاندان برداشته مى‏شود، چه قدر ثواب دارد. خود شما مشوق ما بوده‏اید. ما هم به دعوت شما آمده‏ایم.

حالا، من هم یكى از هزاران زائرم كه به آستان‏بوسى آمده‏ام.

جسمم كنار ضریح توست.

ولى ... نمى‏دانم روح و روحیه‏ام تا چه حد به تو نزدیك است؟

سر راهم كه مى‏آمدم، تعظیمى هم به مقام علمى و عرفانى بزرگانى كردم كه در كنار حرم تو آرمیده‏اند، آیة‏الله حائرى، شهید مطهرى، علامه طباطبایى، شهید محراب آیة‏الله مدنى و بزرگان دیگرى كه سر بر آستان تو نهاده‏اند.

وقتى سر قبر علامه فاتحه مى‏خواندم، به یادم آمد كه او، از روى عشق و علاقه‏اى كه به تو داشت، وقتى روزه بود، روزه‏اش را با بوسه بر ضریح مقدس تو افطار مى‏كرد. چه معرفتى! خوشا به حالش.

آن طرف‏تر، وقتى كنار قبر آیة‏الله بروجردى فاتحه مى‏خواندم، یاد حرف یكى از استادانم افتادم كه مى‏فرمود: آیة‏الله بروجردى سفارش كرده بود كه نامش را در لیست‏خدام افتخارى آستانه تو بنویسند.

هر گاه از كنار قبر شهید آیة‏الله قدوسى مى‏گذرم، یاد خاطراتى مى‏افتم كه از او در ایام طلبگى و درس خواندن دارم. بى‏اختیار پاهایم از رفتن باز مى‏ماند. مى‏ایستم و «الحمد»ى براى او مى‏خوانم. او به گردن من حق بسیار دارد، هم حق استادى، هم حق تربیتى و اخلاقى.

خوب، بى‏بى جان، زیاد حرف زدم. دست‏خودم نبود. محبت تو مرا به حرف كشاند و سفره دلم را باز كردم.

بلبل از فیض گل آموخت‏سخن، ورنه نبود این همه قول و غزل، تعبیه در منقارش

زیارت حرمت، هم روح را باز مى‏كند، هم نطق و بیان را و هم زبان را به نجوا و نیازخواهى و رازگویى مى‏گشاید.

تسبیحات حضرت زهرا(س) را گفته‏ام.

بگذار «زیارتنامه‏» را آغاز كنم:

«السلام على آدم صفوة الله ...»

                                                                                                    نوشته :جواد محدثى



جهت رفع اشكالات احتمالی یا ارسالمطلبكلیك كنید.
نوع مطلب :  زیارت :: ویرایش شده در پنجشنبه 1 شهریور 1386
جهت ارائه نظر به قسمت سمت چپ وبلاگ (نظرات شما)مراجعه کنید.

در راستای ترویج فرهنگ ناب محمدی و مذهبی تشیع کپی برداری از مطالب سایت آزاد میباشد .