تبلیغات
نورین نیّرین فاطمه زهرا و فاطمه معصومه علیهما السلام نور خدا در رسول اكرم پیدا ----- كرد تجلى ز وى به حیدر صفدر گزیده اى از قصیده حضرت امام خمینى(رحمه الله) ، دیوان امام ، ص257 ـ 254 گلِ گلشن فاطمى ز باد حوادث گلى از پیمبر(صلى الله علیه وآله وسلم) ----- در این خاك عنبرفشان آرمیده همان ، ص89 ، قصیده فاضل ارجمند آقاى دوانى دخت خورشید اى دختر عقل و خواهر دین ----- وى گوهر درج عزّ و تمكین گنجینه دانشمندان ، ج1 ، ص19 ، قصیده از آیة الله وحیدى خراسانى فاطمه ثانى اى كه به خلق جهان تویى سر و سرور ----- شأن تو از قدر كاینات فزون تر گنجینه دانشمندان ، ج1 ، ص24 ، قصیده اى از آیة الله ثقفى تهرانى ـ میرزا محمّد حبیبه حقّ تو اى حبیبه حق جلوه از خدا دارى ----- كه سوى خویش همه چشم ماسوى دارى لمعات عشق ، حیدر معجزه ، ص106 جمال و كمال فاطمى علیها السلام خاك قم گشته مقدّس از جلال فاطمه ----- نوباران گشته این شهر از جمال فاطمه گنجینه دانشمندان ، ج1 ، ص17 ریحانه رسول رواق دختر موسى بن جعفر است این جا ----- حریم فاطمه بنت پیمبر است این جا اگر بدیده ادراك بنگرى بینى ----- كه مهر و ماه هم از ذرّه كمتر است این جا لمعات عشق ، ص58 ، دیوان حیدر معجزه بارگاه رفیع فاطمى این بارگه كه چرخ بر رفعتش گم است ----- فخر البقاع بقعه معصومه قم است حق دارد این مكان زند ار ، دم ز ، لامكان ----- كو را یگانه گوهر سلطان هفتم است مردم زیارت تو كنند از پى بهشت ----- وین خود دلیل بر عدم عقل مردم است از تاج الشّعراء جیحون ، زندگانى حضرت معصومه(علیها السلام) ، ص86 روح ایمان ولاى حضرت معصومه راحت جانست ----- به چشم مردم آگاه روح ایمانست لمعات عشق ، ص102 شافع یوم المعاد یا رب این خلد برین یا جنة المأواستى ----- یا همایون بارگاه بضعه موساستى از سید محمدرضا خادم ، زندگانى حضرت معصومه(علیها السلام) ، ص100 بضعه موسى آتش موسى عیان از سینه سیناستى ----- یا كه زرّین بارگاه بضعه موساستى این اشعار دور گنبد حضرت نوشته شده است حریم خدا اى خاك پاك قم چه لطیف و معطرى ----- خاكى ولى ز ذوق و صفا بند گوهرى صد حیف یوم طف نبودى بكربلا ----- بینى بنات فاطمه با حال مضطرى اشعار از مرحوم سید جعفر احتشام نگین قم شهرها انگشترند و « قم » نگین ----- قم ، هماره حجّت روى زمین سروده آقاى جواد محدّثى لطف بى انتها آیتى از خداست معصومه ----- لطف بى انتهاست ، معصومه از مدینه ، به قصد خطّه طوس ----- رهروى خسته پاست ، معصومه سروده آقاى حسان
و ز وى تابان شده به حضرت زهرا ----- اینك ظاهر ز دخت موسى جعفر
گر كه نگفتى امام هستم بر خلق ----- موسى جعفر ولىّ حضرت داور
فاش بگفتم كه این رسول خدایست ----- معجزه اش مى بود همانا دختر
دختر جز فاطمه نیاید چون این ----- صلب پدر را وهم مشیمه مادر
دختر چون این دو از مشیمه قدرت ----- نامد و ناید دگر هماره مقدّر
آن یك امواج علم را شد ، مبدء ----- وین یك افواج علم را شده مصدر
آن یك بر فرق انبیا شده تارك ----- وین یك اندر سرْ اولیا را مغفر
آن یك در عالم جلالت « كعبه » ----- وین یك در ملك كبریایى مشعر
آن یك خاك مدینه كرده مزیّن ----- صفحه قم را نمود این یك انور
خاك قم این كرده از شرافت جنّت ----- آب مدینه نموده آن یك كوثر
زیبد اگر خاك قم به«عرش»كندفخر ----- شاید گر « لوح » را بیابد همسر
یكى لاله از لاله زار ولایت ----- به گلزار قم بین چسان آرمیده
گل گلشن فاطمى بین كه چونان ----- ز دست قضا نوجوان آرمیده
در این بارگاه رفیع دل افروز ----- نهان زیب تاج كیان آرمیده
در این ارض اقدس یكى گوهر پاك ----- به تقدیر چرخ زمان آرمیده
درخشان مهى دخت موسى بن جعفر ----- كزو كشورى در امان آرمیده
جبین سا به خاك درش هان كه بى شك ----- در این بقعه جان جهان آرمیده
عصمت شده پاى بند مویت ----- اى علم و عمل مقیم كویت
اى میوه شاخسار توحید ----- همشیره ماه و دخت خورشید
وى گوهر تاج آدمیّت ----- فرخنده نگین خاتمیّت
شیطان بخاطب « قم » براندند ----- پس تخت ترا بقم نشاندند
كاین خانه بهشت و جاى حوّاست ----- ناموس خداى جایش اینجاست
اندر حرم تو عقل ماتست ----- زین خاك كه چشمه حیاتست
جسمى كه در این زمین نهان است ----- جانى است كه در تن جهان است
این ماه منیر و مهر تابان ----- عكسى بود از قم و خراسان
ایران شده نوربخش ارواح ----- مشكاة صفت به این دو مصباح
از این دو حرم دِلا چه پرسى ----- حق داند و وصف عرش و كرسى
هر كس به درت بیك امیدى است ----- محتاج تر از همه « وحیدى » است
وقت ثناى تو مات عقل خردمند ----- گاه مدیح تو محو فكرِ سخنور
طایر وهم ار ، رسد به پایه قدرت ----- بال و پرش سوزد ار بود چو سمندر
شانه گیسوى توست ، پنجه خورشید ----- آینه روى توست ماه منوّر
رشحه اى از نور طلعت تو به افلاك ----- بَر شد و افلاك از آن شدند پُر اختر
عكس زابروى تو هلال چو برداشت ----- گشت مشارالیه خلق سراسر
بهر وجود تو خلق گشته دو عالم ----- بهر تو گردیده كاینات مسخّر
به چرخ حشمت و اجلال بیشتر از مهر ----- به پیش دیده اهل صفا ضیا دارى
تو آشنا نشوى گر چه به كسى از قدر ----- ولیك در همه عالم تو آشنا دارى
به زائرین حریم خود اى ستوده خصال ----- نظر ز راه محبّت جُدا جُدا دارى
به یك نگاه مِس قلب ما طلا سازى ----- تویى كه با نظر خویش كیمیا دارى
به هر كه مى نگرم جانب تو روى آرد ----- تو خود نظر مگر از لُطف سوى ما دارى
از آن كه دختر موسى ابن جعفرى بخدا ----- كنند مدح تو گر تا به حشر جا دارى
گر چه شهر قم شده گنجینه علم و ادب ----- قطره اى باشد ز دریاى كمال فاطمه
تابش شمع و چراغ و كهرباى نورها ----- باشد از نقد جمال بى مثال فاطمه
صافى آیینه ایوان نیكو منظرش ----- گوشه اى از صافى قلب زلال فاطمه
عطر آگین گشته گر این بارگاه جنّتى ----- این نسیمى است از عبیر بى همال فاطمه
بر سر ما سایه افكن از كرامت اى بتول ----- شد سعید آن كس كه بُد اندر ظلال فاطمه
آفت دلها غم است بر درگه معصومه ام ----- حرمت من حرمت عزّ و جلال فاطمه
یارب از غم ها مرا برهان هم از افسردگى ----- عفو كن ما را به قلب پر ملال فاطمه
كبریا از درگهش كس را نكرده ناامید ----- خاصّه آنكو داشت پشتیبان مثال فاطمه
در بهشت برین گر طلب كنى به خدا ----- ببوس با ادب آن را كه آن در است این جا
زمین قم به مثل چون صدف بود آرى ----- وجود حضرت معصومه گوهر است این جا
ببند عقد نماز اندرین مقام رفیع ----- كه جاى گفتن الله اكبر است این جا
مخوان به خلد برینم زكوى او واعظ ----- براى من ز دو صد خلد برتر است این جا
حبیبه حق و ریحانه رسول و على ----- یگانه دختر زهراى اطهر است این جا
ببوس از سر صدق و صفا ضریحش را ----- كه مورد نظر حىِّ داود است این جا
مسیح زنده شود در حریم این بانو ----- عجب ز فیض دمش روح پرور است این جا
ز یُمنِ موكبِ اجلالِ فاطمه بنگر ----- كه دُرّ تاج سر هفت كشور است این جا
فروغ روضه او پر تو افكن است به مهر ----- چرا كه مطلع خورشید انور است این جا
از آن شدند سلاطین مقیم در كویش ----- كه خاك درگه او زیب افسر است این جا
كند بدرگه او سجده صبحدم خورشید ----- كه از فروغ ولایت منوّر است این جا
اگر تجلّى حق بینى از در و دیوار ----- عجب مدار كه دخت پیمبر است این جا
تبارك الله از این روضه بلند رواق ----- كه از تصوّر و از وصف برتر است این جا
برو طهارت دل كن بیا به روضه او ----- كه جاى مردم پاك و مطهر است این جا
از آن پناه به كوى تو آرم اى بانو ----- كه فیض روح ز لطفت میسّر است این جا
مرا كه نام بود حیدر آمدم به درت ----- چرا كه نور دو چشمان حیدر است این جا
زمین قم شده روشن از آن به غیب و شهود ----- كه نور حق به جمالت برابر است این جا
ز آفتاب قیامت غمى نخواهد بود ----- مرا كه سایه لطف تو بر سر است این جا
سزد كه « معجزه » قم همچنان بهشت بود ----- چرا كه دختر موسى بن جعفر است این جا
فخر البُقاع نیست كه فخر البَقا بود ----- این بارگه كه چرخ بر رفعتش گم است
با خاك درگهش خضر اندر گه نماز ----- كارى كه فرض عین شمارد تیمّم است
سنگ حریم او فلك النّجم عالم است ----- ریگ سراى او مَلِك العرش انجم است
سقاى او چو آب زند گَردِ ساحتش ----- از رشك با سرشك قرین چشم قلزم است
در التماس بارقه گنبدش هنوز ----- در طور روح موسى اندر تكلّم است
از رشك خشتهاى زر اندود او مدام ----- داغى چو شمس بر دل این هفت طارم است
هى پا نهاده زائر او بر پر ملك ----- بس از ملك به طوف حریمش تهاجم است
اخت رضا و دختر موسى كه حشمتش ----- مستور از عفاف ز چشم توهّم است
هم در حسب بزرگ اب اندر پى اب است ----- هم در نسب ستركْ اُم اندر پى اُم است
آن كعبه است مرقد فرقد عُلوِّ او ----- كز پیل حادثات مصون از تهدم است
یا بضعة البتول و یا مهجة الرّسول ----- اى آنكه رتبه تو وراى توهّم است
از اشتیاق سجده بر خال چهر تو ----- آدم هنوز روى دلش سوى گندم است
دانند اگر ز آدم و حوا مؤخرت ----- من گویمت بر آدم و حوّا تقدّم است
زیرا كه جز ثمر نبود مقصد از درخت ----- وان شاخ و برگش ارچه بود عود و هیزم است
ابلیس را كه چنگ ندامت گلو فشرد ----- بر درگهت امید علاج تندم است
زیرا كه جز زیارت كویت بهشت نیست ----- ور هست درب كوى تو آن را تصمم است
با صدق تو صباح دوم را بدون كذب ----- بر خویش خنده آید و جاى تبسّم است
كى شِبْهِ مَریمت كنم از پاك دامنى ----- كالوده اش ز نفحه روح القدس كم است
آن جا كه عصمت تو زند كوس دور باش ----- پاى وجود روح قدس در عدم گم است
گردون به پیش محمل فَرَّت جنیبتى است ----- كز آفتاب كوى زرش زیور دم است
ذلى كه از پى تو بود عین عزّت است ----- خارى كه در ره تو خلد به ز ، قا قُم است
اى بانوى حرم سوى جیحون نظاره اى ----- كز انقلاب دهر ، همى در تلاطم است
مویم اگر چه شد به معاصى سپید لیك ----- رویم منه سیاه كه دور از ترحم است
كسى به دعوى ایمان خود بود صادق ----- كه پیرو نبى و تابع امامان است
چو اهل بیت نبى گوهران بى مثلند ----- بهایشان ز شرف فوق درك انسانست
به هر گلى كه ز باغ رسالت است و على ----- هر آنكه دل ندهد خوار نزد یزدانست
چه جاى آن كه نباشد محبّ معصومه ----- كه او به چرخ ولا اختر درخشانست
به خاك پاى تو اى بنت موسى جعفر ----- كه توتیاى ضیابخش اهل عرفانست
اگر حبیبه حق خوانمت از آن باشد ----- كه بر مقام تو عارف خداى سبحانست
این مهین بانو كه در برج شرافت اخترى است ----- نسل پاك و زاده انسیة الحوراستى
فاطمه اخت الرّضا ، سلطان دین ، روحى فداه ----- خاك درگاه تو از عرش علا اعلاستى
ملجأ اهل زمان و شافع یوم المعاد ----- خواهر سلطان دین و ثانى زهراستى
مرقد نورانیش گویا ریاض جنّت است ----- تربت پاكش ز مشك و عنبر ساراستى
گو بیاید تا به بیند این همایون بارگاه ----- آنكه منكر بر وجود جنّت دنیاستى
حضرت ناطق بحق صادق چنین فرموده است ----- در جزاى زائر او جنة المأواستى
اى مهین بانوى كاخ عصمت ، اى مایه وجود ----- اى كه خاك درگهت رشك دم عیساستى
حق ام و اب اگر مانع نبودى گفتمى ----- هم ز خیل خادمانت آدم و حوّاستى
بضعه موسى بن جعفر فاطمه كز روى قدر ----- خاك درگاهش عبیر طره حوراستى
نوگلى رنگین ز طرف گلشن یاسین بود ----- آیتى روشن ز صدر نامه طاهاستى
پرتوى از آفتاب اصطفاى مصطفى ----- زهره اى از آسمان عصمت زهراستى
زندگانى حضرت معصومه ، سیدمهدى صحفى ، ص102 ، شعر از فتحعلى خان صبا
گوهر كجا و شأن تو نبود عجیب اگر ----- گویم ز قدر و منزلت از عرش برترى
بس باشد این مقام ترا اى زمین قم ----- مدفن براى دختر موسى بن جعفرى
آن بانوى حریم امامت كه مام دهر ----- نازاده بعد فاطمه یك همچو دخترى
یا فاطمه ، حریم خدا ، بضعه بتول ----- محبوبه مكرمه حىّ داورى
هستى تو دخت موسى و اخت رضا یقین ----- گردون ندیده همچو پدر هم برادرى
فخر امام هفتم و هشتم كه از شرف ----- وى را یگانه دختر و آن را تو خواهرى
مریم كه حق ز جمله زنهاش برگزید ----- شایسته نیست آنكه كند با تو همسرى
از لطف خاص و عام تو اى عصمت اله ----- بر عاصیان شفیعه فرداى محشرى
و آن یك شكسته بازو و آن یك دریده گوش ----- و آن دیگرى به چنگ لئیم ستمگرى
زینب كشید ناله كه یا ایها الرسول ----- بین بهر ما نمانده نه اكبر نه اصغرى
یا فاطمه بجان عزیز برادرت ----- بر « احتشام » لطف نما قصر اخضرى
تربت قم ، قبله عشق و وفاست ----- شهر علم و شهر ایمان و صفاست
مرقد « معصومه » چشم شهرِ ما ----- مهر او جانهاى ما را كهربا
دخترى از اهل بیت آفتاب ----- وارثِ دُرّ حیا ، گنج حجاب
در حریمش مرغ دل پر مى زند ----- هر گرفتار آمده ، در مى زند
هر دلى اینجاست مجذوب حرم ----- جان ، اسیر رشته جود و كرم
این حرم باشد ملائك را مطاف ----- زائران را ارمغان ، عشق و عفاف
آستان بوسش بسى فرزانگان ----- معرفت آموز ، از این آستان
دیده پاكان به قبرش دوخته ----- عصمت و پاكى از آن آموخته
« حوزه قم » هاله اى بر گِردِ آن ----- فقه و احكام خدا را مرزبان
جلوه اى از جمال قرآن ----- چهره اى حق نماست ، معصومه
عطر باغ محمّدى دارد ----- زاده مصطفى است ، معصومه
پرتوى از تَلاَْلـُؤِ زهرا ----- گوهرى پر بهاست ، معصومه
ماه عفّت نقاب آل كسا ----- دختر مرتضاستد ، معصومه
اخترى در مدار شمس شموس ----- یعنى اُخت الرّضاست ، معصومه
زائران ، یك دَرِ بهشت اینجاست ----- تربتش با صفاست ، معصومه
در توسّل به عترت و قرآن ----- باب حاجات ماست ، معصومه
تا زیارت كند برادر خویش ----- فكر و ذكرش دعاست ، معصومه
روز و شب ، عاشقى بیابان گرد ----- خواهرى با وفاست ، معصومه
یا مگر اوست ، زینب دگرى ----- كز برادر جداست ، معصومه
تا بدانى كه نیمه ره جان داد ----- بنگر اكنون كجاست ، معصومه
از وطن دور و از برادر دور ----- حسرتش غم فزاست ، معصومه
گر چه نشكسته سینه و پهلویش ----- در دلش داغهاست ، معصومه
داغ زهرا و داغ اجدادش ----- وارث كربلاست ، معصومه
هر حسینیّه بیت اوست (حسان) ----- چونكه صاحب عزاست، معصومه